آی آدما گوش بکنید به وصیت من آی شمایی که میگیرید رو دوشتون جنازه ی من
دستای منو از توی تابوت بیرون بذارید تا که بدونن هیچی از این دنیا نبردن خالیین
این دستای من
تو رو خدا موهای منو شونه نکشید تا که بدونن دست نوازش می کشیدن روی سر من
اگه کسی سراغمو ازتون گرفت تو رو خدا نذارید بره آخه اونه قاتل من
بگید چشاش به در بود نیومدی سراغش
بگید به یاد تو بود نیومدی سراغش
بگید که تک پرت بود نیومدی سراغش
بگید که عاشقت دیگه نیاد سراغش
پشت سرم گریه نکن
مسافرم مسافرم
اشکاتو هی هدرنده باید برم باید برم
جلوی راهم و نگیر
نزار منم گریه کنم
صلاحمون اینه عزیزباید برم سفر کنم
طاقت اشکاتو ندارم
تو رو خدا نزار بباره
خدا نخواست قسمت اینه که من تو رو تنها بزارم
تو رو خدا گریه نکن
اینفدر نگو نرو نرو
بغضم داره میترکه اینفدر نگو نرو نرو
اینجوری بی تابی نکن
الهی قربونت برم
خدا نگهدارت باشه باید برم باید برم
لالا لا بخواب دنیا خسیسه؟!؟!؟!
واسه کمتر کسی خوب مینویسه
یکی لبهاش تو خوابم غرق خندس!
یکی چشماش تو خوابم خیسه خیسه؟
چشمام اگه یه روزی نخواد تو رو ببینه
بهتر که تا قیامت در انتظار بشینه
میرسه روزی که موجی روی ساحل خورده باشه
رد پایی رو نبینی آب دریا برده باشه
با یاد تو همیشه عمرم تموم نمیشه
یه شعله شکسته
یه شمع رو به بادم
خسته از این زمونه
فریاد گریه دارم
شده فضای سینه
سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم
دل به کسی ندادم
آه آه آه آه آه آه آه آه آه
تموم زندگیمو
به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی
تو باشی در کنارم
عاشق شدم به چشمات
دادم دل و به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفهام
با یاد تو همیشه عمرم تموم نمیشه
یکی انگار میون ما داره آتیش میسوزونه
یکی انگار میخواد ما را به خاک تیره بنشونه
یه دست غیب نامحرم زده بر سینه زخم غم
به سوز سینه میگریم به حال خود در این خونه
غم درد دل ما را کسی انگار نمیدونه
در این بازار بی مهری متاع عشق ارزونه
چه دلگیرم چه دلگیر از شب یلدای بی پایان
اگر چه یاری از یاران کنار من نمیمونه
از این جمع گرفتاران لبم خسته دلم خونین
بنال ای دل به حال من که درد من غریبونه
به هر یاری که دل بستم چو من سر در گریبونه
به هر چشمی که رو کردم نگاه شو بر میگردونه
هر آن را که بوئیدم شبی نشکفته پرپر شد
به هر کس راز دل گفتم به من تیر ثنا گشته
غم درد دل ما را کسی انگار نمیدونه
در این بازار بی مهری متاع عشق ارزونه
هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز
گر چه رفتی ز برم حسرت روی تو دارم
در این خانه به امید تو باز هست هنوز
روی سر دری خونه گلهای یاس بهاری
یادته ازم گرفتی گفتی واسه یادگاری
لای دفترت گذاشتی اسم رو زیرش نوشتی
گفتی تا آخر عمرت اونا رو نگه میداری
عمری یه رو سر دریمون گلای یاس میاد و میره
اما هیچ کی تو دل ما جات و هیچ وقت نمی گیره
منو کوچه چشم به راه تیم
ما همون همبازیهاتیم
هر جای دنیا که باشی
توی هر رویا باهاتیم
یه شعله شکسته یک شمع رو به بادم
خسته از این زمونه فریاد گریه دارم
شده فضای سینه سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم دل به کسی ندادم
تموم زندگیم و به چشم های تو دادم
منتظرم که روزی تو باشی در کنارم
عاشق شدم به چشمات دادم دل و به رویات
رفتی و پا گذاشتی به سادگی رو حرف هام
با یاد تو همیشه عمرم تموم نمیشه
همیشه ضربه کاری ز خویش و آشنا خوردم
چشیدم زجر تنهایی ز بس که پشت پا خوردم
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید
بهر یک گل منت از صد خار میباید کشید
من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی
ولی با خفت وخواری پی شبنم نمیگردم
نيازُ تو خودم كشتم , كه هرگز تا نشه پشتم
زدم بر چهره ام سيلي ,كه هرگز وا نشه مشتم
من آن خنجر به پهلويم كه دردم را نمي گويم
به زير ضربه هاي غم نيفتد خم به ابرويم
مرا اينگونه گر خواهي دلت را آشيانم كن
من آن نشكستني هستم بيا و امتحانم كن